محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6260

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اقامت گرفت با اين بود احمد علوى خدعه كرد ، با وى مؤانست كرد چندان كه با وى در خوردن و نوشيدن يار و همدم شد . پس از آن با وى به گردش سوى يكى از بستانهاى كوفه رفت . عبد الرحمن ياران خويش را آماده كرده بود و شبانگاه ابو احمد را به بند كرد و به هنگام شب در بند بر استران دخول [ 1 ] ببرد تا در اول ماه ربيع الاخر به بغداد رسانيد . وقتى او را بنزد محمد بن عبد الله برد ، وى علوى را به نزد خويش بداشت سپس از او كفيل گرفت و آزادش كرد . پس از آن نامه هائى از حسن بن زيد همراه برادرزاده محمد بن على عطارى به دست آمد كه خبر آن را براى معتز نوشتند ، نامه آمد كه وى را همراه عتاب بن عتاب بفرستند ، آن طالبيان را نيز بفرستند ، ( 371 كه همه را با پنجاه سوار فرستادند . اين ابو احمد و ابو هاشم جعفرى و على بن عبيد الله علوى را نيز فرستادند . كسان در بارهء على بن عبيد الله گفته‌اند كه وى اجازه خواست كه به منزل خويش رود ، به سامرا ، چنان كه گفته‌اند محمد بن عبد الله به دو اجازه داد و هزار درم نيز داد كه به نزد وى از تنگدستى شكوه كرده بود و ابو القاسم با كسان خويش بدرود گفت . به قولى سبب بردن ابو هاشم آن بود كه ابن كرديه و عبد الله بن داود به معتز گفتند اگر در بارهء فرستادن داود بن قاسم به محمد بن عبد الله نامه نويسى ، او را نمىفرستد . به دو بنويس و بگوى كه مىخواهى وى را براى سامان كار طبرستان آنجا فرستى ، و چون به نزد تو شد در بارهء وى بينديشى . بدين ترتيب او را فرستادند و ناخوشايندى براى وى رخ نداد . در اين سال حسن بن ابى الشوارب قاضى القضاة شد و چنان بود كه محمد بن - عمران ضبى ، ادب آموز معتز ، كسانى را براى كار قضاوت به نزد معتز نام برده بود ،

--> [ 1 ] نام محلى است نزديك فرات در حدود شام . اين دخول بجز آنست كه در شعر امرؤ القيس آمده كه در حدود يمامه است و در دل جزيره . ( م )